دوشنبه زنگ دوم 1402/12/7

امروز اقای اخوان بعد از امدن به کلاس لپ تاب را به دیتاشو وصل کردند ابتدا گفتند در تکلیف قبلی بعضی ها پیام هارا فرستادند باید خود برنامه نویسی را ارسال کنند و گفتند کسانی که ارسال نکردند تا امشب فرصت دارند تا ارسال کنندو بعد رفتند تا درس جدید را بدهند ابتدا یک خلاصه ای از یادگیری جلسه قبل گفتند و بعد به ما یاد دادند چگونه با کامپیوتر احوال پرسی کنیم ایشان گفتند که در ورودی شاید کامپیوتر نداند کلمه ای چیست برای همین بایدقبل از ورودی تعریف بنویسیم مثلا نام متغیر را می نویسیم و بعد می گوییم که چه نوعی است .بعد در مورد حافظه گفتند که دارای خانه های کوچکی است و… در ادامه تکلیفی در باره ی احوال پرسی با کامپیوتر دادند و زنگ کلاس به صدا درامد

دوشنبه زنگ دوم 1402/11/30

اقای اخوان فلاش ها را از سر گروه های هر گروه گرفتند و پاورپوینت و فیلم هایی که هر گروه درست کرده بود را روی کامپیوتر خود ریختند و بعد گفتند (امروز مبحث جدیدی داریم مبحثی که اصاب خورد کن و افتضاه است اما پول بسیاری در ان است یعنی برنامه نویسی) این را گفتند و در ادامه دوباره گفتند همه وسایل هوشمند مثل(گوشی،لباس شوئی و…) کارخانه به ان دستوری داده که لباس شوئی لباس را بشوید اب درونش را بیرون بکشدو… اما بعضی از دستگاه ها مثل گوشی هم هستند که علاوه بر برنامه هایی که خود گوشی دارد ماهم می نوانیم به ان گوشی برنامه اضافه کنیم بعد خودشون مثل رباط شدند و گفتند به بچه ها که به من بگید چیکار کنم تا اب بخورم … با اینکار می خواستند به ما بگند رباط حرف گوش کن است اما از طرفی دیگر خنگ است بعد زنگ خورد استاد هم به بچه ها گفتند تا کمی وایسند و تکلیف را دادند و بچه ها به پایین رفتند.

دوشنبه زنگ دوم 1402/11/16

امروز اقای اخوان بحث جلسه قبل را که در مورد یک اردو بود را ادامه دادند در ابتدا گفتند که باید از مطالب پاورپپوینتی ارائه دهیم استاد کامپیوتر را به دی تا شو وصل کردند و ویژگی هایی که این    پاورپوینت باید داشته باشه را توضیح دادند مثلا (جدولی در مورد غذا ها وقیمت ان /جدولی در مورد جاهای دیدنی/و…)در ادامه پاور پوینت هایی که در باره ی این موضوع در سال های گذشته بود را نشان ما دادند جاهای قوتش را گفتند و عیب هایش را هم گفتند بعد که ما پاور پوینت را ساختیم باید یک فیلم هم اماده می کردیم برای همین اقای اخوان روش درست کردن فیلم در پاورپوینت را به ما یاد دادند و نمونه ای راهم انجام دادند و یکی هم ازسال گذشته که انجام شده بود را نشان ما دادند و در همین لحظه ها زنگ پایان خورد و بچه ها به پایین رفتند.

#مستندسازی_فناوری

دوشنبه زنگ دوم 1402/11/9

امروز ما به جای فناوری درس مطالعات اجتماعی را داشتیم ابتدا آقای دوستی گفتند که هر گروه باید یکی از درس های (11،12،13،14،15،16)را انتخاب کرده و ارائه ای در مورد ان درس بدهند                 گروه یک درس 12 را انتخاب کرد گروه دو درس 16 ،گروه سه درس13،گروه چهاردرس11،گروه پنج درس15 و درس چهارده هم کسی انتخاب نکرد در ادامه اقای دوستی پای تابلو چنین نوشتند

https://www.uploadbag.com/files/5fa14c2995bf45f81a0e80fc24c19eab/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-9.xmind.html

یک نقشه ذهنی در رابطه با درس 9 در ادامه مهلتی دادند تا هر چیزی که در تابلو نوشته شده را بنویسیم در ادامه نمره های مستمر واقعی را به ما گفتند و گفتند نمره هایی که در همکلاسی داده شده با ارفاق است حدود 15 دقیقه تا پایان کلاس مانده بود که استاد استراحت دادند و کلاس تمام شد.

امتحان زندگی روز پنج شنبه1402/10/28

امروز اخرین امتحانات دی ماه بود ما امروز امتحان زندگی داشتیم امتحان زندگی شامل دو بخش بود:

-فردی                                                           -گروهی

فردی شامل 4 تا سوال بود که این چهار سوال برای هدف و مسئولیتی ها متفاوت بود. در برگه مسئولیت سوال یک خلاصه ای در روز 6 آبان در کلاس زندگی افتاده را بنویسیم در سوال دو نظر ما درمورد(سودمند ترین دانش ها خودشناسی است) را بنویسیم در سوال سه تقسیم دروس را از ما می خواست و در سوال چهار توضیح اهداف را میداد .

اما در گروهی بعد از نشستن به صورت گروهی نشستیم امتحان گروهی که شبیه به بازی بود توسط آقای دوستی توضیح داده شد پول به اندازه امتیازاتی که در نیم ترم به دست امده بود را به گروه دادند سپس ما باید با ان پول مکانی را می خریدیم و بعد هم نقش ها را به هر یک از اعضای گروه می دادیم بعد با توجه به برگه ما باید یک برگه را که در مدرسه پنهان شده بود را پیدا کرده و به آقای دوستی می دادیم تا برگه اصلی را به ما می دادند و ما باید فعالیت های ان برگه را حل کرده و به آقای دوستی میدادیم.

یکشنبه زنگ اول 1402/10/3

آقای ناصری دیروز در کانال عربی راحت گفتند که برای زنگ پیام ها گفت و گویی داریم برای همین صندلی و میز ها را جمع کنید و همگی روی زمین بنشینید ما هم همین کار را کردیم  در وقت کلاس  آقای ناصری امدند و بحث را شروع کردند

استاد گفتند اگر یک نفر مریض باشد و نیاز داشته باشد عمل بکند پولی به دکتر میدهد تا او را عمل بکند اما اگر یک نفر نادان باشد می گوید مگر تو دیوانه شدی که پول میدهی تا دکتر چاقو را در شکمت فرو کند و تو را بکشد یا یک ورزش کار پول می دهد تا بدنش ورزیده شود در این راه خستگی زیادی دارد برای همین انسان جاهل میگوید مگر دیوانه شدی که پولت را خرج می کنی تا خسته شوی

اما همیشه در دنیا چیز هایی است که حاضری برایش تلاش بکنی                                                                                           در همان موقع یکی از بچه ها گفت سختی در اسلام چیه؟ اقای ناصری در جواب گفتند: نماز- روضه- خمس و زکاه

وببعد هم حرف هایی در مورد نجابت زدند و کلاس را تمام کردند

شنبه زنگ سوم 1402/9/4

امروز اقای اخوان ادامه ی بحث جلسه ی قبل  راگفتند قرار بود بچه ها چشم بند بیارند اقای اخوان یک مورد گفتند تا نیمکری راستمان قوی شود که ان این است که زیاد تلویزیون تماشا نکنیم در ادامه گفتند چشم هایمان را با چشم بند هایی که اوردیم ببندیم و موضوع این اهنگ را که پخش میکنند را در ذهنمان تصور کنیم این اهنگ معنی سوره ملک بود که بیشتر بچه ها از صبگاه ان را حفظ کرده بودند بود بعد که صوت را گذاشتند همه ی ما چشمانمان را بستیم و کاری که استاد گفتند را انجام دادیم  بعد استاد گفتند در مرحله ی بعد می خواهیم به پایین برویم و این کار را انجام دهیم ما باید گرو هی به صورت قطاری که 4 نفر اول با چشمان بسته و نفر اخر با چشمان باز به نفر اول با علامت هایی که خود گروه معلوم کرده بودند فرمان می داد تا توپ را پیدا کند گروه 1 با گروه 2 در تاییم اول و گروه3 و گروه4 در تایم دو برای پیدا کردن توپ وارد مسابقه شده و بعد پایان بازی زنگ مدرسه به صدا در امد

یکشنبه زنگ اول 1402/8/21

 امروز مدارس بدلیل الودگی هوا تعطیل شده بود برای همین درس پیام ها رادر سامانه  دنبال کردیم فر صت زیادی نداشتیم کلاس از ساعت 10 شروع شد تا 10:30 در این زمان کم استاد از بچه ها خواستند تا درس ششم را بخوانندمتن درس را که خواندند و تمام شد از یکی دیگر از بچه ها خواستند تا بخواند تا سر بیشتر بدانیم که رسیدیم استاد به یکی دیگر از بچه ها خواست تا اخر بیشتر بخوانند ودر اخر  یکی دیگر از از بچه ها را خواستند تا الهی را بخواند و کلاس را تمام کردند

یک شنبه زنگ اول 1402/8/7

سلام

امروز برای نمایش دو گروه به استاد ناصری پیام دادند .گروهی که می خواست اول نمایش را اجرا کند به بیرون ازکلاس رفتند تا تمرین کنند انها می خواستند نیکی به پدر و مادر صفحات 50و51 را نمایشش را اجراکنند بعد امدند و اجرا کردند گروه دوم هم رفت به بیرون از کلاس تا تمرین کنند انها می خواستند صفحه ی 54 خوش اخلاقی را نمایش دهند امدند و اجرا کردند بعد که اجرا تمام شد استاد گفتند کتاب ها را دربیاوریم و از یکی از بچه ها خواست تا از اول درس چهارم عبور اسان بخواند او هم خواند او تا انتهای صفحهی 49 خواند  بعد استاد خواست تا اگر کسی سوالی دارد پاسخ دهد سه تا از سوالات بچه ها را جواب دادند و بعد از یکی دیگر از بچه ها خواستند تا صفحات 50و51 را بخواند را بخوانند بعد هم صفحات 52و53 توسط بچه ها خوانده شد وقتی به خوش اخلاقی رسیدیم بعد از خوانده شدن درس تو ضیحاتی دادند و بعد گفتند فعا لیت کلا سی را حل کرده و بعد تا پایان درس پنجم را پیش رفتند و به عنوان تکلیف گفتند نقشه ذهنی درس سوم را بکشند و تا  جمعه ساعت ده شب ارسال کنند

زنگ اول 1402/7/23

اقای ناصری گفتند کتاب ها را در بیاورید و بعد از یکی از بچه ها در خواست کردند درس دوم {استعانت از خداوند} را بخوانند  بعد از اتمام متن استاد ناصری در مورد متن درس دوم توضیحاتی داد ایشان گفتند :{ درست است که هارون فردی قوی و قدرت مند است امایک سری ازکار ها از حتی ازدست ادمی مثل هارون هم  بر  نمی اید}. بعد از اتمام صحبت ها به صفحه ی بعد رفتیم و فعالیت کلاسی را خواندیم و به سوالاتش پاسخ دادیم  وبعدادامه ی صفحه ی 26 را خواندیم در صفحهی 27 این داستان زیبا را گوش دادیم این داستان مربوط بود به جنگ احد که بعد از باخت مسلمانان انها دیگر رمقی نداشتند لشکر مشرکان گفتند چرا کار را یکسره نکنیم و به مدینه حمله کرده و باقی مسلمانان راکه زنده ماندند را بکشیم این را گفتند وبه سوی مدینه راه افتادند این خبر زود به مسلمانان رسید اما انان دیگر توان جنگیدن را نداشتند  در همان لحظه فرشته وحی پیام مهمی اورد که مسلمانان با شنیدنش رو حیه گرفتند و اماده ی جنگ شدند در ان جنگ لشگر مسلمانان پیروز شدند و لشگر مشرکان پا به فرار گذاشتند بعد اقای ناصری گفتند چیز هایی است که در ایکسمایند قابل نوشتن نیستند انها را در جزوه بنویسید و یک امتیاز ویژه از من بگیرید و در همان لحظه زنگ به پایان رسید