قرآن کلاس هدف ۱۴۰۲/۲/۱۸

استاد اول وارد کلاس شدند و حضور و غیاب کردند و بعد یک آیه درباره‌ ی  والدین روی تابلو نوشتند و درباره ی آن گفت‌ و گو کردند و بعد از آن گفتند که صفحه ی ۱۱۱ کتاب درسی را باز کنید و یکی یکی بچه ها را صدا زدند تا بخوانند و بعد از پرسش درباره‌ ی ترجمه ی آیه ی اول صفحه گفت‌وگو کردند و بعد از آن تمارین صفحه های ۱۱۲ و ۱۱۳ را انجام دادند و بعد از آن پیام قرآنی را خواندند و بعد از آن یک ویدیو برای ما گذاشتند که درباره ی تلاوت قرآن بود و بعد از آن امتحان شفاهی برای جلسه ی بعد را به ما اعلام کردند و بعد از آن درباره ی تلفظ حرف (ض) که به طور نوک زبانی اما محکم بود توضیح دادند بعد از آن صفحه ی ۱۱۵ را خود خواندند و از چند نفر پرسیدند و بعد از آن زنگ خورد

قرآن کلاس هدف ۱۴۰۳/۲/۱۱

استاد اول وارد کلاس شدند و حضور و غیاب کردند بعد از آن آیه ای که درباره ی قرآن کتاب زندگی صحبت بود کردند و آن آیه را به آقای کفعمی صدرا گفتند که از روی قرآن کامل ترجمه و خود آیه را بخواند و بعد از آن گفتند که کتاب درسی خود را باز کنید و بعد خواستند روخوانی درس قبل را از چند نفر بپرسند و بعد از آن تلفظ حرف (ظ) را با ما کار کردند که به صورت نوک زبانی ولی پر و محکم بود و بعد صفحه ی ۱۰۶ را همخوانی و تک خوانی کردند و بعد از آن تمرین های صفحات ۱۰۷ و ۱۰۸ را کامل کردند و بعد از آن درباره ی قدرت خداوند گفت‌و‌گو و بعد از آن داستان شهید صالحی را برای ما خواندند و بعد تکلیف دادند و بعد زنگ کلاسی به صدا درآمد

سه شنبه ۱۴۰۳/۲/11 کلاس قرآن هدف

استاد اول وارد کلاس شدند و بعد حضورو غیاب کردند و بعد گفتند برگه های امتحانی را اخر کلاس میدهند و بعد درباره ای قران با ما حرف زدند بعد از ان سرگذشته شهید چمران را برای ما تعریف کردند بعد از ان گفتند که کتاب های درسی خود را باز کنید و صفحه ی ۹۵ و ۹۶ را کامل کنید و بعد از ان پیام قرانی را خواندن و بعد صفحه ی ۱۰۲ را با بچه ها همخوانی کردند و بعد از ان به اقای احمدی گفتند که ترجمعه ی ان را بخواند و بعد استاد گفتند صفحه ی ۱۰۳ و ۱۰۴ را کامل کنید و بعد به بچه ها گفتند که تمارین را بخوانند و بعد از ان پیام قرانی را خواندن وبعد برگه های بچه هارا پخش کردند

قرآن کلاس همت ۱۴۰۳/۱/۲۱

استاد اول وارد کلاس شدند و حضور غیاب کردند و بعد آقای سعادتمند فر  لپتاپ را برای استاد آوردند و بعد استاد با لپتاپ برای ما ویدیویی را نمایش دادند که تکه ای از برنامه ی تلویزیون محفل بود که درباره ی تاریکی ها و نور ها صحبت می کردند و بعد از آن استاد درباره ی آن صحبت و گفت و گو کردند و برای آن مثال هایی زدند و بعد از آن گفتند که می‌خواهیم جزء‌خوانی را ادامه دهیم چون درس هر دو کلاس متفاوت است برای همین جزء خوانی می‌کنیم و بعد گفتند که صفحه ی ۵۶۸ را بیاورید و از من خواستند که چند آیه ی را بخوانم و همین طور از بعد من ادامه داشت و استاد از بچه ها آیه های قرآن را پرسیدند و بعد استاد به آقای دژفر گفتند که ترجمه آیه های ۱۹ تا ۲۸ را بخواند و بعد از آن درباره ی آن بحث کردند و بعد خود آقای دژفر صفحه ی بعد را شروع به خواندن کردند و جزء خوانی را ادامه دادند و یکی یکی صفحه های قرآن خوانده می‌شد و بعد گفتند که صفحه ی آخر را خودم می خوانم تا بعد به تر جمه ی آیات بپردازیم و بعد به آقای احمدی گفتند که ترجمه را بخواند و همینطور دیگران را صدا می‌زدند تا دیگران هم بخوانند و بعد از آن درباره ی فواید قرآن گفت و گو کردند و بعد از آن عید فطر را تبریک گفتند و بعد زنگ خورد

قرآن کلاس هدف ۱۴۰۳/۱/۱۴

استاد اول وارد کلاس و حضور غیاب کردند وبعد از کمی درنگ گفتند که اگر کسی خاطره ای از ماه رمضان و عید دارد بگوید و بچه ها یکی یکی دست میگرفتند که خاطره ی خود را بگویند بعد از ان از بچه ها پرسیدند که در مجالس جزء خوانی شرکت کردید یا نه و بعد از ان گفتند که صفحه ی ۴۲۷ قران کامل را باز کنید و بعد گفتند که اقای معصوم نیا شروع کند به خواندن و هر نفر یک ایه بخواند و بعد گفتند که اقای دژفر ترجمه ایات ان صفحه را بخوانند چون ایات ویژه ای دارد و بعد از ان درباره ی ایه ی ۷۲ بحث و گفت و گو کردند و بعد از ان قران خواندن را ادامه  دادن و بعد از خواندن قران کامل گفتند که صفحه ی ۹۲ قران درسی را باز کنید و به اقای ربیع گفتند که بخواند و بعد استاد ترجمه پیام اسمانی را خواندند و درباره ی ان بحث کردند و بعد از ان گفتند که صفحه ی ۹۳ را باهم هم خوانی کنیم و بعد از ان ترجمه ان را خواندن و بعد از صفحه ی ۹۴ را گفتند که یک دقیقه فرصت دارید تا تمارینش را کامل کنید و بعد به اقای ربیع گفتند که  صفحه ی دوم را شروع کند به خواندن و حل کردن تمارین و بعد زنگ خورد و ایشون تکلیف هم ندادن

مستند نگاری مستند شامپانزه‌ها

مستند شامپانزه‌ها :
شامپانزه‌ها حیواناتی از نسل میمون هستند که جایگاه غریزه ی بالایی دارند غریزه ی آنها این طور است که برای خود قلمرو تایین می‌کنند به صورت دسته ای و گروهی زندگی می کنند و حتی برای بعضی اوقات با دشمنان خود صلح می کنند و به توافق می‌رسند و برای هر مشکل بین خود و دشمنانشان منطقه ای دارند که به آن مکان میدان جنگ می گویند و اگر گروهی برنده شود باید در وسط منطقه ی دشمن درخت گردو بکارد آن ها عقل بالایی دارند که خیلی از آن استفاده می کنند مثلا می‌دانند که برای خرد کردن گردو و فندق باید از سنگ و چوب استفاده کرد ولی این گونه ی باهوش در مقابله با انسان حرف زیادی برای گفتن ندارد مثلا انسان ها با هم جنگ نمی کنند و برای جایی که زندگی می‌کنند خانه و همه چیز را فراهم می کند اما شامپانزه‌ها نه
سوالات:
عقل دارد یا نه؟ بله دارد
بقیه ی سوالات درون خود متن پاسخ داده شده است
این بود مستند شامپانزه‌ها

 

قرآن هدف ۱۴۰۲/۱۲/۲۲

استاد اول وارد کلاس شدند و حضور غیاب کردند و بعد آفای افشاری قرآن های بچه ها را پخش کردند و بعد استاد از صندلی بلند شدند و آیه ای روی تابلو نوشتند و گفتند که این آیه تکلیف عید اختیاری است که این آیه را در قرآن کامل جزء یک ترجمه و شماره ی آیه را در همکلاسی یا بله بفرستید و بعد گفتند که از روز دوم ماه رمضان از جزء های هر روز را ارسال صوت یا متن آن را بکنید و بعد گفتن که می‌خواهیم تمرین کنیم پس صفحه ی ۹۰ قرآندرسی را باز کنید و ۲ دقیقه فرصت دادند که آن صفحه را کامل کنیم و بع به بچه ها گفتند که جواب تمارن را بخوانید و بعد استاد به آقای صدرا کفعمی گفتند که از صفحه ی ۳۱۳ قرآن کامل آیه ی ۱۴ را بخواند و بعد درباره ی آن بحث کردند و بعد به گروه ها گفتند که تمرین گروهی داریم و از گروه ۱ شروع کردند و به آنها گفتند که صفحه ی ۳۱۱ را بخوانند و یکی یکی اعضا ی گروه را صدامی‌زدند تا بخوانند و بعد به گروه ۲ گفتن که صفحه ۳۱۲ را بخوانند و آقای کریم نژاد شروع کننده بود و بعد استاد به گروه ۳ که صفحه ی ۳۱۳ را بخوانند و همینطور ادامه داشت تا صفحه ی ۳۱۵ و بعد از آن از بچه ها پرسیدند که چه کسی داستان حضرت موسی را بلد است و آقای افشاری برای ما داستان را گفتند و بعد درباره ی آن استاد صحبت کردند

قرآن کلاس هدف ۱۴۰۲/۱۲/۸

استاد اول وارد کلاس شدند و حضور و غیاب کردند وبعد از ما درباره ی کلاس قبلی که حضور نداشتند پرسیدند و بعد گفتند که صفحه ی ۸۱ را تا چند دقیقه ی دیگر کامل کنید و درباره ی بعضی قواعد صحبت کردند و بعد پیام قرآنی را برای ما گفتند و بعد به آقای محسنی گفتند که داستان نماز در اتاق ژنرال را بخواند و بعد یک آیه که درباره ی دوست داشتن خدا بود روی تابلو نوشتند و درباره ی آن بحث کردند و دوباره قرآن خواندن را شروع کردند و بعد به آقای همت یار گفتند که ترجمه ی آیه ی ۱۱۰ سوره ی کهف را از قرآن کامل بخواند و بعد به آقای معصوم نیا گفتند که که قسمت تدبر کنید را بخوانید و به آن جواب دهید وبعد از آن تکلیف دادند تمرین گروهی
گروه ۱=صفحه ی ۳۰۵
گروه ۲=صفحه ی ۳۰۶
گروه ۳=صفحه ی ۳۰۷
گروه ۴=صفحه ی ۳۰۸
گروه ۵=صفحه ی ۳۰۹
و بعد صفحه ی ۸۵ کتاب درسی را به آقای دژفر گفتند که بخواند و همین طور به بقیه ی بچه ها و بعد زنگ خورد

قرآن کلاس هدف ۱۴۰۲/۱۲/۱۵

استاد اول وارد کلاس شدند و حضور و غیاب کردند سپس گروه های جدید را دیدند و از بچه ها پرسیدند که آماده ی پرسش هستد و همه تایید کردند و بعد استاد صفحه ی ۳۰۵ را به گروه یک گفتند که بخوانند که با آقای زندی شروع شد و بعد از آن صفحه ی ۳۰۶ را با گروه دو خواندند و شروع کننده اقای افشاری بود و بعد به گروه سه گفتند که صفحه ی ۳۰۷ را بخوانند و بعد به گروه چهار گفتند که صفحه ی ۳۰۸ را بخوانند و اقای کفعمی صدرا ایه اول را شروع کردند و بعد به اقای ربیع گفتند که ترجمه ی ایه ی ۴۲ را از صفحه ی ۳۰۸ را بخوانند و بعد از بچه ها نظرشان را پرسیدند و بعد یک نکته از ایه گفتند و بعد به گروه ۵ گفتند که صفحه ی ۳۰۹ را شروع کنید به خواندن و بعد از ان به بچه ها گفتند که صفحه ی ۸۶ کتاب و درسی را گفتند که باز کنید و بعد به اقای احمدی گفتند که بخوانند و تمرین های ان را حل کند و رعد گفتند که تکلیف را در همکلاسی میگذارند

قرآن کلاس هدف ۱۴۰۲/۱۲/۱

استاد اول وارد کلاس شدند و ما دیدیم که بجای اقای کبیری یک استاد دیگر امده است و بعد حضور وغیاب کردند و بعد به اقای دژفر گفتند که نصف صفحه ی ۲۹۸ قران کامل را به خواند و گفتند که امروز کمی قران میخوانیم و برای ادامه نهجل البلاغه میخوانیم و بعد یکی یکی بچه هارا صدا میزدند تا قران بخوانند و درباره ی ایه ی مخصوص ان صفحه که مربوط به مهربانی خداوند بود صحبت کردند و بعد از ان ایه خواندن را شروع کردند و درباره ای عذاب الهی و کار خوب بحث کردند و بعد نهجل البلاغه خطبه امام علی را برای ما خواندن واقای هاشمی یک داستان برای ما گفتند و بعد استاد قسمتی از خطبه متقین را برای ما گفتند که درباره ی کسانی بود که هرکار بدی میکردند سریع میفهمیدند و توبه میکردند و از کارشان باز میگشتن و بعد دوباره قران خواندن را شروع کردند و بعد خواندن صفحه ی ۲۹۹ را با اقای سلیمی شروع کردند و باز هم یکی یکی یچه هارا صدا میزدند که بخوانند و بعد اقای معصوم نیا کمی از سوره ی بقره خواندن و بعد استاد یک شعر برای ولادت امام علی خواندن و بعد استاد برای پایان کلاس تکلیفی به ما ندادند